بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گل خوشرنگ بیتا

منم و دو دختر گل بیتا 10 ساله و مهتا 4 ساله

سرما خوردگی

فدای دختر گلم که سرما خورده بششششششششششششششم خوشبختانه فقط آبریزش داری و از عطسه و سرفه خبری نیست. اما همین گرفتگی بینی ت باعث شد همگی تا صبح گریه های شما رو شاهد باشیم.... دفن هیدرامین هم اثر نداشت. امروز که دکتر رفتیم فهمیدیم لثه ت هم متورم شده و چهار تادندون اسیاب رو داری باهم در میاری. برای همینه که چیزی نمی خوری. واینکه دکتر گفت یکی از دلالیل دیر حرف زدنت می تونه یاد گرفتن یک زبان دیگه هم باشه.منم به خودم گفتم یعنی انقدر بیبی انشتین میتونه تاثیر داشته باشه... در ضمن برعکس اینکه فکر میکردم شما ریز تشریف دارید ...یک آقاپسر مردادی دیدم که از شما خیلی ریز تر بودومثل شماهم راه نمیرفت. آخه مطب رو برای خودت میچرخیدی و مجله ها رو .... . ...
13 دی 1390

یک کار جدید

دختر گلم خیلی زود حالش خوب شد. خداروشکر تازه یک کار جدیدم کرد. از پله ها خودش تنهایی اومد پایین.هوراااااااااااااااااااا بیتا در حال گوجه خوردن عاشقتم ...
13 دی 1390

خرید

امروز با بایی رفتیم برات یک دوچرخه (چهارچرخه) *یک حلقه ی هوش*یک بسته آجر خونه سازی * یک دفتر نقاشی با مداد شمعی خریدیم. بعد از ظهرم رفتیم فروشگاه بهمن کتاب خریدیم والبته شما حسابی آتیش سوزوندی . برگشتنم حسابی خیس شدیم تا به ماشین رسیدیم. جالب این بود که زیر بارون دیدم بابایی داره بر میگرده منم فکر کردم حتما کفشت افتاده. به بابایی که رسیدم گفت بیتا گوشیم رو از جیبم در آورده بود ...دستش نیست.... بعد تو رو گذاشت زمین ...نمیدونم چطوری داده بودی اون دستت که اصلا ندیده بود...... بنده ی خدا حسابی ترسیده بود آخه شماره هاش خیلی براش مهمند. بعدش که دید دستته حسابی چلوندتت. قربون این پدرو دختر بشششششششم ...
13 دی 1390

دندان جدید

امروز دیدم دخترم یک دندون جدید صاحب شده. شدند هفت تا.قربون مسواک زدنت بشم مااااااااااااااااااااااااااااادر. ...
24 آذر 1390

یک نامه به دخترگلم.

دختر گلم بیتا جون دوست دارم بدونی که من وبابایی خیلی دوست داریم و دوست دارم بدونی که این عمر خیلی سریع میگذره. اصلا دوست ندارم که گول شمارش سالها رو بخوری.انگار همین دیروز بود که مادرم برای من یک چادر حریر سفید دوخت و با هم مسجد رفتیم. اما از اون رو 26 سال میگذره که اصلا نفهمیدم چه طوری گذشت.بهت نمیگم خوب باش یا موفق باش ویا... اما میگم دوست دارم وقتی یک روز به پشت سرت نگاه کردی از زندگی که داشتی لذت ببری و برای هیچ چیز پشیمون نباشی. دوست دارم تا وقتی با همیم روزهای شادی با هم داشته باشیم.میدونم یک روزی مثل امروز برف میادو من نیستم که با هم بریم پشت پنجره تا با هم نگاه کنیم.انشاا...که اونروز دورت پر باشه از آدمهایی که دوستت دارند. یادت ...
24 آذر 1390

بیتا وعاشورا

  امسال دخترم اولین سالیه که نذری میخوره.فردا که روز شیرخواره هاست می خوام ببرمش.اینم یک عکس از پارسال: دخترم گلم نارنگی برامون پوست میکنه وتازه آشغالشم زمین نمیریزه. جالبتر اینه که اولش رو یک ذره با دندون میکنه....اولش ما نمیزاشتیم. فکر میکردیم میخوادبا پوست بخوره ولی بعد... اینم عروسک دخترم که براش عشقولانه در میکنه. حتی میاره میچسبونه به من که نی نیش شیر بخوره   بین همه ی سوراخ سنبه های خونه دخترم کنار آب گرمکن رو میپسنده و میشینه بعدم دستش رو میکشه روش تا صدا بده وقتی بهش میگی چی تو دهنته عوض اینکه اون رو بده بیرون سریع قورتش میده دخترم عاشقه مداد و...ایناست.نگاه کنید....       اینم یک عکس با کفشهای من.....
24 آذر 1390