وامروز...
به مناسبت دندون جدید
بیتای پاییزی
دوست دارم عروسکم
شیطون خونه ی ما
کریسمس مبارک
بیتای من
بیتا جونم یکی یک دونه
بیتای من این روزها زیاد حالم خوب نیست. آقاجونت توی بیمارستانه.باید عمل قلب انجام بده.دیروز که پیشش بودم خیلی حالت رو پرسیدو بعد هم یک موز داد که مخصوص برای تو بیارم. تنها دلخوشی من تو و بابایی هستید که بهم روحیه میدید.تو با شیطونی هات و بابا با محبتهاش.. دختر گلم دیگه حسابی شیرین شدی. هر دفعه این رو مینویسم چون هر دفعه فکر می کنم شیرین تر شدی.هنوز تصمیم به حرف زدن نداری . اما همه ی حروف رو میگی. دختر خاله صدیقه برات یک کلاه و شال قشنگ بافته.خیلی این کارش برام ارزش داشت. اینکه از تبریز اومده و این رو به تو داد خیلی شیرین بود عزیزم. بهت میگیم بخند میخندی. میگیم چشمک بزن میزنی . میگم بیا شلوارت رو ...
نویسنده :
مهناز
13:21
ىلدآت مبارک عزیزم
دختر گلم بیتا امسال که آقا جون بیمارستان بود دلمون نیومد دور هم جمع بشیم. راستش عزیزم یلدای خوبی نبود . آقاجون حتی هندونه ی شب یلدا رو هم گرفته بود که دیدنش دل هممون رو میسوزوند. خدا رو شکر حالش خوبه و فردا مرخص میشه. انشاا... سال دیگه بهترین یلدای دنیا رو میگیریم. خلاصه شب یلدا مثل شبهای دیگه رفتیم شب نشینی خونه خاله میترا............. از شیطونیهای جناب عالی تمام لیوانهای توی کابینت که پشت ورو هستند برگردانده شده و سر همه ی اونها جای انگشتهای شماست هنوز یک سری از وسایل توی ماشین لباسشویی رویت میشه غذایی که به تصور ما توسط شما خورده شده اطراف اتاق پیدا میش و مورچه هادر حال کمک به شما هستند مسواک مامان در دست شما برای مسواک زدن هر...
نویسنده :
مهناز
13:21



