بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

گل خوشرنگ بیتا

منم و دو دختر گل بیتا 10 ساله و مهتا 4 ساله

ىلدآت مبارک عزیزم

1390/10/13 13:21
نویسنده : مهناز
262 بازدید
اشتراک گذاری
دختر گلم بیتا

امسال که آقا جون بیمارستان بود دلمون نیومد دور هم جمع بشیم. راستش عزیزم یلدای خوبی نبود . آقاجون حتی هندونه ی شب یلدا رو هم گرفته بود که دیدنش دل هممون رو میسوزوند. خدا رو شکر حالش خوبه و فردا مرخص میشه. انشاا... سال دیگه بهترین یلدای دنیا رو میگیریم.

خلاصه شب یلدا مثل شبهای دیگه رفتیم شب نشینی خونه خاله میترا.............

از شیطونیهای جناب عالی

تمام لیوانهای توی کابینت که پشت ورو هستند برگردانده شده و سر همه ی اونها جای انگشتهای شماست

هنوز یک سری از وسایل توی ماشین لباسشویی رویت میشه

غذایی که به تصور ما توسط شما خورده شده  اطراف اتاق پیدا میش و مورچه هادر حال کمک به شما هستند

مسواک مامان در دست شما برای مسواک زدن هر چیز استفاده میشه.

مامان حق بافتنی نداره.

قسمت های تکراری بیبی انیشتین حوصله ی شما رو سر میبره.

تاپ بده بده بده. چون جلوی شیطونی رو میگیره.

وقتی کنار خاله میترا توی ماشین نشستی.( البته توی بغل من). انگشت اشاره ی شما میخواد داخل چشم خاله بشه.(نمیگی که شاید تصادف....)

امروز مامان یادش رفت در رو قفل کنه و شما در حین حرکت لطف کردی و در رو باز کردی.

هر روز که بیمارستان میریم باید از پیرمردی که جلوی در توپ میفروشه توپ بخری.........عمرا

میز وسط مبلها و صفحه ی تلویزیون همیشه جای انگشتها ی کوچولوی شماست.

 به ظرفهای ادویه علاقه داری. در کابینت رو باز میکنی و دقیقا اون که از همه بیشتر رنگداره(زرد چوبه ) رو باز میکنی.

کافیه در بخاری باز باشه. سریع میای میبندیش و خیلی حق به جانب به ما نگاه میکنی.

خدا نکنه مامان بخواد با تلفن حرف بزنه..............

با مامان خارجی صحبت میکنی تند وتند جواب خارجی میدی

دو روزه هیچ نوع غدا نخوردی.چراااااااااااااااااااا؟

عاشق شیطونیاتم عزیزم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)