بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گل خوشرنگ بیتا

منم و دو دختر گل بیتا 10 ساله و مهتا 4 ساله

ماهی

این دفعه که مامان بزرگ رو دیدمش خیلی حرفهای قشنگی زد. براش داشتم از شیطونی های بیتا میگفتم که گفت فکر کردی چون تو به دنیا آوردیش توهمه کارش هستی. این بنده خداست که تو داری ازش مراقبت میکنی. میدونی چقدر برای خدا ارزش داره این زحمتی که داری میکشی. از این که این حرفها رو میشنیدم خیلی خوشحال شدم. به این فکر کردم که چقدر دوست دارم که توی خاطرات این بنده ی خدا (بیتا) پر از خاطرات خوب باشه. خاطراتی که به قول بعضی ها انگار روی سنگ حک میکنی. به خاطر تمام ماهی کوچولوهایی که بیتا طلا دوست داره این عکس ماهی رو اینجا میزارم حتما دوست داره.     ...
7 آبان 1390

یک روز بارانی

    از صبح که بلند شدم صدای دلنشین بارون میاد .بیتا هم از صبح که بلند شده یک راست تاپش رو نشون داده . داره تاپ می خوره. دیروز توی صف بانک یک دختر کوچولو اومد کتار بیتا و گفت شبیه دوستم مریمه. پیش خودم گفتم دوست.راستی چه جالبه که دختر من هنوز دوست نداشته . یعنی اولین دوستش کیه؟.اسمش چیه.؟ چقدر تکرار باعث شده خیلی چیزهارو فراموش کنیم.من اولین دوستم کی بوده؟ دلم برای بعضی چیزها خیلی تنگ شده . خوش به حال اون کسایی که توی خونه های ویلایی زندگی میکنند. یک روز به یاد آپارتمان نشین ها توی حیاط پشه بند بزنید وتا صبح ستاره هارو نگاه کنید. (به یاد بچگی). یادش بخیر خاک بازی ها و آب بازی های توی حیاط اینم یک عکس از بابایی و عمو محسن وقتی ...
7 آبان 1390