بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

گل خوشرنگ بیتا

منم و دو دختر گل بیتا 10 ساله و مهتا 4 ساله

ختم

1390/12/20 19:26
نویسنده : مهناز
210 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز برای اولین بار با هم ختم رفتیم. بابابزرگ بابایی فوت کرده بود.بماند از شیرین کاریهایی که توی مسجد کردی و حسابی من رو خندوندی.رفته بودی ستون وسط مسجد رو چسبیده بودی و فکر میکردی مال خودته. چند بار باامید رضا که می خواست ستون رو مثل شما بغل کنه برخورد کردی...بنازم جزبه....

یکبار دیگم نوه ی خاله بزرگه داشت شما رو اذیت میکرد...من دستم رو جلوش گرفتم تا نزنه...از این کار من انقدر خوشحال شدی و یک جوری به من لبخند میزدی و با هزار معنی نگاه میکردی که نگو نپرس..

امروز صبح یک دامن جدید تنت کردم..مثل اینکه کمرش اذیتت کرد که صدای اعتراضت بلندشد..من سریع درش آوردم...اومدی من رو بوس کردی و رفتی... من.... باورم نمیشد.

راستی بالاخره بابایی رو بوس کردی....

اینم عکس کفش امسالت عزیزم

Teddy

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)