بیتابیتا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

گل خوشرنگ بیتا

منم و دو دختر گل بیتا 10 ساله و مهتا 4 ساله

بیتا جونم یکی یک دونه

1390/10/13 13:21
نویسنده : مهناز
401 بازدید
اشتراک گذاری
 

بیتای من

این روزها زیاد حالم خوب نیست. آقاجونت توی بیمارستانه.باید عمل قلب انجام بده.دیروز که پیشش بودم خیلی حالت رو پرسیدو بعد هم یک موز داد که مخصوص برای تو بیارم.تنها دلخوشی من تو و بابایی هستید که بهم روحیه میدید.تو با شیطونی هات و بابا با محبتهاش.. دختر گلم دیگه حسابی شیرین شدی. هر دفعه این رو مینویسم چون هر دفعه فکر می کنم شیرین تر شدی.هنوز تصمیم به حرف زدن نداری . اما همه ی حروف رو میگی.

بیتا در حال فوت کردن

بیتا در حال شیطونی

بیتا

دختر خاله صدیقه برات یک کلاه و شال قشنگ بافته.خیلی این کارش برام ارزش داشت. اینکه از تبریز اومده و این رو به تو داد خیلی شیرین بود عزیزم.

بیتا با شال و کلاه جدید

بیتا

 

 

بهت میگیم بخند میخندی. میگیم چشمک بزن میزنی . میگم بیا شلوارت رو بالا بکشم. خودت پاچه های شلوارت رو بالا میکشی و در میری. عشقت اینه که بابات بالا بندازتت یا بارفیکس بازی کنی.

 بیتا روی هوا

چشمک

عینک بابا رو شکوندی وصاحبش شدی.

بیتا و عینک باباش

 

دوتا از جای ادویه هارو هم شکوندی. آخه روی کابینت نشونده بودمت و غذا درست می کردم...

 بیتای من

 

اینجامم داری خودت رو برای بابا لوس میکنی تا بغلت کنه.

بیتای بابا

اینم عکس دو تا از دوستات که دوست داری ببینیشون.

امروز که با هم رفته بودیم بیرون یکه گربه دیدیم ما میو میکردیم .اون هم جواب میداد با مزه بود.

برات نوشته بودم که دیگه فقط یک بار توی روز میخوابی ؟اونم یک ساعت کامل شایدم بیشتر.

دیگه زیاد تخم مرغ دوست نداری و منم برات خاگینه میکنم و هرچیم دلم می خواد (مغز بادوم و...)توش میریزم.صبح هام یادگرفتی نون پنیر چایی بخوری عزیز کوچولوی من.قطره هاتم بدون گریه میخوری .توی حمومم دیگ از وانت بیرون نمیای راه بیفتی حموم گردی کنی.میشینی ونی نی لختی رو میشوری.

niniweblog.com

 نی نی

راستی دندونهای بیتا طلا شد۸تا....هورا هورا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)